جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
همراه شیخنا که به درک رطب رسید
می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
جوشید آنقدر که به آب عنب رسید
صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید
از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رای ها به شیخ همان یک وجب رسید
مشت و وجب برای همین آفریده شد
بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!
جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید
صفین و نهروان و جمل نوش جانشان
این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید
هر کس که دم زد از ادب مرد حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید
بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
آیینه شکسته شان از حلب رسید
شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
این از جلو در آمد و آن از عقب رسید
دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
دندان کرم خورده شان تا عصب رسید
با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
نوبت به ریشخند سران عرب رسید
گوساله های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید
چیزی نبود حاصل شان از هجوم وهم
جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید
خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید
علیرضا قزوه
آبان ماه 1388
سال هاتاریخ شمسی گشت و گشت
شادمان شد تا شنید این سرگذشت
روز میلاد امام هشتم است
هشت هشت جمعه ی هشتادو هشت
+++++++++++++++++++++++++++++
ای کاش نشاط شیعه تکمیل شود
امسال دو بار سال تحویل شود
ای کاش به هشت هشت هشتادوهشت
در امر ظهور یار تعجیل شود
زاد روز خجسته ی هشتمین ستاره تابناک آسمان امامت بر پیروان آن امام عزیز مبارک باد.
عمری است لبخند های لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم
باشد
برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست ( قیصر امین پور )
سارایی ،منصوری، یوسفی ، شیری ، جوهری ، تیژه و رحمتی
این ها نام های آشنایی هستند که اطلاع یافتم از سوی مجمع عمومی انجمن علمی ،
آموزشی معلمان زبان وادبیات فارسی ایلام به عنوان اعضای شورای اجرایی انجمن
انتخاب شده اند و البته نام و شهرت انجمن ایلام همواره با نام این بزرگان همراه
و همزادبوده است .
انجمن معلمان ادبیات ایلام امروز درختی تناور و بارور است که جمع صاحب کمالی در
طی ده سال گذشته برای حفظ و پاسداری از آن تلاش نموده اند و بسی رنج برده اند
تا توانستند بیشاز یک صد نفر از دبیران علاقمند به زبان و ادبیات فارسی را به
جمع خود بیفزایند و با پشتکارخود مخالفین دگر اندیش را در برابر موج گسترده ی
فعالیت های علمی و آموزشی خود به اعتراف و تکریم وادارند . برای من چندین سال
مسؤلیت اداره ی این انجمن که بخش بزرگی ازتلاش ذهن و جسمم را به خود
اختصاص می داد افتخاری بس بزرگ و ماندگار است واکنون که به دیاری دیگر کوج کرده ام
و به ضرورت زندگی فرسنگ ها با دیار خود فاصله دارم ،هر از گاهی اعضای
محترم انجمن با ارتباط های صمیمانه ی خود دلشاد م می کنند .باید بگویم نام و
یاد همه ی اعضای انجمن برای همیشه در ذهن و یاد من ثبت و ضبط جاوید است .
اکنون با شنیدن تشکیل مجمع عمومی وانتخاب افراد شاخص فوق به آرامش
خاطر و خیال رسیدم و با تبریک صمیمانه به منتخبین عزیز آرزومندم
و دعا می کنم بیش از پیش خبر هایی از تداوم فعالیت و انجام کار های
علمی و آموزشی انجمن ایلام بشنویم . این چنین باد
تهران چهارشنبه ۲۹/۷/ ۱۳۸۸
ياد دارم در غروبي سرد وسرد / مي گذشت از كوچه ي ما دوره گرد /داد مي زد كهنه
قالي مي خرم / دست دوم جنس عالي مي خرم /كاسه و ظرف سفالي مي خرم / گر
نداري كوزه خالي مي خرم / اشك در چشمان بابا حلقه زد / عاقبت آهي كشيد و بغضش
شكست / اول ماه است نان در سفره نيست / اي خدا شكرت اين زندگي است / بوي نان
تازه هوشش برده بود / اتفاقا مادرم هم روزه بود / خواهرم بي روسري بيرون دويد / گفت
آقا كوزه خالي ،سفره خالي مي خري؟/
با تبريك شروع ماه مبارك رمضان وآرزوي قبولي طاعات و عبادات عموم مسلمانان و برآورده شدن حاجات آنان در اين ماه پر خير و بركت لازم است بدانيم كه روزه از ابعاد مادی و معنوی، جسمی و روحی بوده و دارای فواید بسیاری است. روزه جسم و روح را پالایش میکند، اگر در روزهداری به تمامی جهات توجه کنیم در پایان ایام روزهداری، روح و جسمی تزکیه شده خواهیم داشت، پیامبر و اهل بیت در مورد روزه توصیهها و حکمتهای بسیاری دارند.
پیامبر اکرم (ص) و روزه
پیامبر خدا فرمود: صوموا تصحوا. روزه بگیرید تا صحت و سلامتی خویش را تضمین کنید.
حضرت رسول در روایت دیگری می فرماید: لکل شیء زکاة و زکاة الابدان الصیام. برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدنها روزه است.
و نیز ایشان در جایی دیگر می فرماید : المعدة بیت کل داء ، والحمئة رأس کل دواء. معده مرکز و خانه هر دردی است و پرهیز و اجتناب ( از غذاهای نامناسب و زیاد خوردن ) اساس و رأس هر داروی شفا بخش است.
حضرت علی (ع) و روزه
امام در قسمتی از یکی از خطبه ها می فرماید: و مجاهدة الصیام فی الایام المفروضات، تسکینا لاطرافهم و تخشیعا لابصارهم ، و تذلیلا لنفوسهم و تخفیفا لقلوبهم ، و اذهابا للخیلاء عنهم و لما فی ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصیام تذللا.
با روزه گرفتن های دشوار ، در روزهایی که واجب است، اندامها با این کار آرام می گیرد و دیده ها خاشع و جان ها خوار می گردد و دلها سبک می شود و خودبینی از ایشان به وسیله این عبادت ها زدوده می گردد. و با گذاردن چهره های شاداب با تواضع بر خاک و با نهادن مواضع سجده بر زمین خود را در مقابل خدا خرد می نمایند و این که با روزه داری شکم ها به پشت می رسند.
حضرت علی (ع) در جای دیگری می فرماید: والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق. روزه برای آزمایش نمودن اخلاص مردم است.
حضرت در نهج البلاغه می فرماید : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب. در این بحث امام یکی از دلایل وجوب روزه ماه رمضان را، سپر و مانع در مقابل عقاب الهی دانسته اند. یعنی روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.
امام رضا (ع) و روزه
وقتی از حضرت درباره فلسفه روزه می پرسند ، می فرماید : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواری های گرسنگی و تشنگی را دریابند و آنگاه استدلال کنند بر سختی های گرسنگی و تشنگی و فقر آخرت که پیامبر اکرم در خطبه شعبانیه فرمود " واذکروا بجوعکم و عطشکم جوع یوم القیمة و عطشة". به وسیله گرسنگی و تشنگی از روزه داریتان ، گرسنگی ها و تشنگی های روز قیامت را به یاد آورید ، که این یادآوری انسان را به فکر تدارک برای قیامت می اندازد تا جد و جهد بیشتری در کسب رضای خدا بنماید.
امام رضا (ع) در جایی دیگر درباره فلسفه روزه این چنین می فرماید: علت روزه برای درک درد گرسنگی و تشنگی است تا بنده ، ذلیل ، متضرع و صابر باشد . همچنین در روزه شکستگی شهوات وجود دارد.
منبع خبر گزاري مهر
نامدگان و رفتگان از دو كرانه زمان
سوي تو ميدوند هان! اي تو هميشه در ميان
در چمن تو ميچرد آهوي دشت آسمان
گرد سر تو ميپرد باز سپيد كهكشان
هر چه به گرد خويشتن مينگرم در اين چمن
آينه ضمير من جز تو نميدهد نشان
اي گل بوستان سرا از پس پردهها درآ
بوي تو ميكشد مرا وقت سحر به بوستان
اي كه نهان نشستهاي باغ درون هستهاي
هسته فرو شكستهاي كاين همه باغ شد روان
آه كه ميزند برون از سر و سينه موج خون
من چه كنم كه از درون دست تو ميكشد كمان
پيش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
كز نفس تو دم به دم ميشنويم بوي جان
پيش تو جامه در برم نعره زند كه بر دَرم!
آمدنت كه بنگرم، گريه نميدهد امان...
به نام خدا
ادبیات جلوه ی هنر است .خندها وگریه ها،واقعیت و آرزوها ،روان جامعه ،اخلاق وتاریخ رادر خود دارد.در
مطالعه ی ادبیات اهل فن معتقدند که ما با دو سطح مواجه هستیم یکی سطح التذاذ ادبی و دیگر سطح آموزش و
فراگیری .در نوع اول خواننده یا شنونده با انگیزه ی بهر ه گیری از لذت به مطالعه یا شنیدن تراوشات ادبی
اهل ادب می پردازد و در نوع دوم که به کتب آموزشی و پژوهشی حوزه زبان و ادبیات اطلاق می شود به منظور
ایجاد زمینه های شناختی ،عاطفی و عملی در فراگیران از سوی نظام آموزشی کشور ارائه و آموزش د اده می شو
د بدون شک اگر نوع دوم از التذاذ و بهره مندی از لذات جسمانی و روحانی بی بهره باشد و با نیاز های ذوقی و
مقتضیات روحی اجتماعی فراگیرن سازگار نباشد ،نمی تواند نماد و نماینده ی ادبیات کشور باشد .(1) در این
نوشتار ما به قول آن حکیم سخن گوی که گفته اند :
در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم
سخن خود را در باره ی لزوم باز نگری در تالیف و آموزش کتب ادبیات فارسی با تاکید بر دوره آموزش متوسطه
آغاز می کنم ذکر این نکته ضروری است که در این تحقیق از نقد و پژوهش نقادان دلسوز عرصه ی ادب فارسی
استفاده شده ایت .
سقراط به مردمان عصر خودمی گوید : "ای مردم تا فکر و عقل قوی نگردد نمی توان مسولیت های اجتمایی را
پذیرفت جه با ضعف فکر نمی توان به کشور خدمت کرد ." دانایی و حکمت اقتضا می کند تصمیم سازان و برنامه
ریزان آموزش کشور با نگاه به کد ها و فاکتور هایی که بار ها بازگو شده و می شود زمینه ی ایجاد تغییر در
ساختار و محتوای کتب ادبیات فارسی را در برنامه ی کاری خود قرار دهند . نمونه هایی از این فاکتورها را
مرور می کنیم .
الف ) " توجه به مخاطب "عاملی که انسان را به انجام تکلیف ویژه تشویق می نماید و به سوی هد ف های
مشخص بر می انگیزد و او را مهیای انجام عمل می کند انگیزه است . اگر نظام آموزشی ما بتواند بین آموزش
و منافع ناشی از آن برای فراگیران ارتباط ایجاد نماید . این عمل باعث افزایش انگیزه و بهبود کیفیت آموزش
می شود . در داده های آموزشی توجه به روحیه ی متناسب با سن دوره نوجوانی و جوانی از ضرورت آموزش
صحیح می باشد . تشخص طلبی و میل به آزادی از جمله آرمان های فکری مخاطبان آموزشی ما در دوره
متوسطه و بالاتر می باشد .ادبیات و هنر ابزار هایی برای حرکت به سوی معراج و پیشرفت هستند ودر واقع
زمینه ساز آشنایی جان و روان مخاطب با سیر تکاملی هستند .تجهیز آموزش با این ابزار ها زمینه ی انس و
همزیستی مسالمت آمیز فراگیران را در زندگی فراهم می آورد .می توان با زبان ادب و هنر ،پناه بردن به درک
و فهم و دوستی و برادری را آموزش داد . در واقع استفاده و انتخاب درست و صحیح از متون ارزشمند و گهر بار
ادب فارسی بهترین ابزار برای شناخت و آموزش و وظایف انسانی و حتی یک زندگی خصوصی موثر باشد.(2)
معتقدیم که باید فاصله ی بین مولف و فراگیر کوتاه تر گردد و مولفان بتوانند مطالب و تمرین هایی مایه ی انزجار
و خستگی فراگیران هستند و مایه ی بی حالی و بی رغبتی می شوند از دانش آموز و فراگیر بشنوند و اصلاح کنند
ب) " تحول در تکلیف و تمرین "
باید بپذیریم که تکالیف موجود در کتاب های درسی ادبیات فارسی با سن،موقعیت جسمی و فکری ،رغبت و انگیزه
ی شاگردان چه در درون کلاس و چه بیرون از کلاس همخوانی چندانی ندارد .گاه ما در متون ادب فارسی با
مسائل و تمرین هایی مواجه می شویم که متناسب با درسی که تمرین ها به دنبالش آمده نبوده است و این پریشانی
موقعیت و بیان نکردن مطلب در جای خود گاه به تثبیت آموزش ما لطمه می زند .متاسفانه خط سیر هماهنگی در
کتب آموزشی به ویژه کتب ادبیات فارسی دیده نمی شود ما در دروس ادبیات فارسی به شدت به کتاب کار
نیازمندیم و صدمه های جبران ناپذیر ضعف املایی و انشایی و بد خطی با کتاب زبان فارسی موجود قابل حل
نبوده و نیست .از جمله ضرورت های این بخش می توان به 1- با اهمیت جلوه دادن تکلیف های آموزشیو
پرورشی 2- داشتن هدف های مشخص برای تکلیف و تمرین 3- انطباق تمرین و تکلیف با نیازو استعداد فراگیران
4- بررسی و تصحیح تمارین و تکالیف دانش آموزان بعد از انجام آنان توسط معلمان و ذکر راهنمایی انجام بهتر
در صورت لزوم 5- ایجاد تناسب و تا حدودی همسانی در تکالیف همه دروس آموزشی 6- نگارش تمرین و
تکالیفی که زمینه داوری ،قضاوت و ابراز نظر شاگردان را در پی داشته باشد . 7- کاستن از تکا لیفی که صرفا
رفع تکلیف است و در عمل کمکی به پیشرفت فراگیران نمی کند .
پ" ایجاد ارتباط بین دوره ای "
کتاب های درسی مقاطع مختلف تحصیلی در اختیار دانش آموزان سراسر کشور قرار می گیرد. مطلب اساسی
در ذهن و خاطر همگان این است که این کتاب ها بدون خطا و اشتباه هستند و مراحل آموزش را گام به گام و
هدفمند آموزش می دهند . پندار عمومی این است که داده های آموزشی مقاطع مختلف تحصیلی با هم ارتباط
عمودی و افقی پیوسته دارند (3) اما نگاهی به نقدهای انجام شده توسط معلمان و سایر علاقمندان به آموزش
در سمینار ها و جلسات و نشریات مختلف ما را به این واقعیت تلخ می رساند که ناهما هنگی و گاه قطع
ارتباط و حتی تعارض در ارائه ی مطالب در حوزه کتب آموزشی ادبیات فارسی در مقاطع سه گانه ی
تحصیلی آموزش و پرورش محرز و آشکار است . مطالب آموزشی باید زنجیر وار و منطقی با یکد یگر
مطر ح شوند و هر درس و هر پایه و هر مقطع چون حلقه ای از این زنجیر در ارتباط با مطالب قبل و بعد
از خود باشد اکنون زمان آن فرا رسیده است تا سازمان تالیف کتب درسی ملاک ها و معیار های گزینش متن
و محتوا را به صورت پیوسته با رعایت تناسب های هر مقطع برای مولفان با تاکید بر فاخر بودن مطالب
بر گرفته از متون ارزشمند گذشته و حال و رعایت پیوستگی و سیر تکاملی آن تدوین نماید که در این میان
توجه به شاخص های مذهبی و ملی و میهنی باید کاملا مشهود باشد .
ت) "توجه به شیوه های نوین تدریس "
یکی از برنامه های ملی برای بومی سازی آموزش جهانی در جهت کیفیت بخشی به فعالیت های آموزشی و
پرورشی فراهم نمودن بستر آموزش مفید و موثر و تدارک و اجرای آموزش ضمن خدمت برای معلمان و در
واقع به روز نمودن آموزش و پرورش است . استفاده از شیوه های نوین تدریس با بهره گیری از کارت های
آموزش ،ایفای نقش ،یادگیری مشارکتی ،پروژه ،نمایش ،بازدید علمی ،گزارش نویسی ،خلاصه نگاری تمرین
های استنباطی –کاربردی ،استفاده از فناوری های اطلاعات و اینتر نتی می تواند برافزایش توانمند ی های ادبی
،املایی و دستوری و نگارشی فراگیران ما کمک کند . (4) اگر متون ما به گونه ای گزینش و انتخاب شوند که
معلم با بهره گیری از روش روش های فعال بتواند ذهن و روان فراگیران را از شکل قالبی به سمت خود محوری
،خود فعالی و خود اندیشی راهنمایی کند و آزادی عمل آن ها را فراهم آورد . در واقع زمینه ی طراوت و شادابی
در کلاس فراهم می شود و از استعداد و توانایی فراگیران برای پیشبرد آموزش مفید استفاده می شود . این در حالی
است که امروز متاسفانه اکثریت معلمان ما از فراگیری دوره های فعال تدریس محرومند و از توانایی بهره گیری
از تکنولوژی آموزشی نیز بی بهره اند .
ث) " توجه و تکیه بر زبان "
توجه به زبان به عنوان مهم ترین مولفه ی هویت و وحدت ملی از شروط لازم قوام ملی ماست . وجود زبان های
محلی نیز عامل تنوع و تقویت زبان ملی هستند زبان های محلی نیز با تنوع خود همواره موجب قوت گرفتن و
پرورده شدن زبان ملی می شوند .(5) از سویی زبان ها در معرض خطر نابودی هستند .یونسکو معتقد است باید
در دوره ابتدایی آموزش به زبان مادری باشد و در 200 کشور حفظ و صیانت از زبان یک ضرورت اجتناب
ناپذیر اعلام شده است زیرا 95 درصد این زبان ها فقط توسط 4در صذ مردم تکلم می شوند وهر ماه به طور
متوسط 2زبان منقرض می شود . لذا یونسکو برای زبان های قومی حقوقی قایل است .(6) بنابر این تاکید بر
آموزش و حفظ زبان های ملی یک ضرورت است در حالی که این مهم در آموزش موجود در کتب درسی با
بی توجهی کامل مواجه شده است پیشنهاد می گردد در هریک از کتاب های ادبیات فارسی یک فصل به عنوان
زبان و ادبیات بومی و محلی آن منطقه یا استان اختصاص یابد و زمینه ی حضور و معرفی نخبگان منطقه ای
یا استانی در آموزش بومی فراهم شود .دیگر از نکته های مورد توجه در بحث زبان این است که ما به فراگیران
زیبایی و شگرد معنی را آموزش دهیم . یعنی از فراگیر بخواهیم وقتی که یک اثر ادبی را می خواند به زبان خود
پیام آن را بیان کند ما به کمک ویژگی زایای زبان می توانیم برای پیشبرد گفتگو و تفاهم و خلق آثار ارزشمند
استفاده نماییم به هر حال "زبان پل ارتباطی دیروز و امروز و امروز با فرداست " (7)
ح )" توجه به تفاوت های دریافتی و تغییرات زمان "
مولی علی (ع) می فرماید :"خیر مردم در تفاوت آنهاست و اگر همه مساوی باشند هلاک می شوند " ادبیات
می تواند در ایجاد هماهنگی هر چه بیشتر میان انسان ها ی مختلف الاحوال ونا هماهنگ از همه ی جهات فرهنگی
،اقتصادی ،سیاسی ،و اجتماعی مورد بهره برداری قار گیرد . باید بپذیریم که هر یک از آدمیان روزگارما با دیگر
افراد نوع خود میلیارد ها تفاوت دارد و زمان تولید انسان هایی همسان به میانجی ایدئولوژی ،حزب ،طبقه
و...سرآمده است . دیگر نباید به این دلخوش بود که مخاطبان کتاب های ادبیات ،همان معانی و مفاهیمی را که ما
از متون و دست نوشته های خویش در نظر داشته ایم در خواهند یافت .تنو ع احوال درونی مخاطبان کتاب و
گستره اطلاعات جهانی و منطقه ای و محلی یه حدی است که باید چشم به راه تاثیر پذیری های گوناگون از متن
باشیم . تولیدات فراوان فرهنگی بر فهم یک واژه تاثیر می گذارد و تفاوت دریافت مخاطبان به دلیل تنوع سرسام
آور همین تولیدات فرهنگی مجاز و غیر مجاز می باشد . در این روزگار که واقعیت مجازی با کمک رایانه بر
عظمت و تاثیر خیال ومجاز د رمقیاس با واقعیت و حقیقت تاکید دارند دیگر نمی توان با همان ابزار های کهن زبان
آموزی کرد .امروز ارتباط بشری با تلویزیون ،سینما ،اینترنت و سایر تکنولوژی ها ی مجازی بیش از ارتباط آن
ها با واقعیت است و لذا تفاوت هر دهه ی سنی با دهه ی قبل و بعد خود بسیار زیاد است .باید نیاز های هر نسل در
همان زمان دید شود و عرضه گردد.(8) متاسفانه کتاب های ادبیات فارسی ما نتوانسته اند خود را به پای تغییرات
زمان برسانند همچنان که معلمان ما نیز جا مانده اند . کتب ادبیات همچنان به وظیفه ی قدیمی خود که نگهداشت
سنت هاست سرگرم هستند و روز به روز به نا هماهنگی میان متون درسی علوم و ادبیات بیشتر متوجه می ویم
با امید به روزی که عقل و عشق در این راه هماهنگ شوند .
کوریم و عصای عشق مان بینایی است خورشید فراز گنبد مینایی است
در سینه دلی ابوسعیدی داریم مغز سرمان ،ابو علی سینایی است (9)
خ) " ایجاد روحیه ی خلاقیت "
باید متونی گزینش و انتخاب شود و در دسترس معلمان قرار گیرد که با بهره گیری از آن زمینه ی بیان عواطف
و احساسات و دامن ردن به تخیلات و تصاویر ذهنی را در فراگیران فراهم آورند . چون که تخیلات پایگاه پرتاب
کارهای خلاق است . بررسی زندگی نامه ی افراد خلاق نشان می دهد که همه ی آن هااز قدرت تخیل بالایی
برخوردار بوده اندو با استفاده از این قدرت به نتایج خلاق دست یافته اند .ادبیات باید زمینه ی تشویق به دیدن ،
شنیدن ، لمس کردن،کشف کردن و بازی های سازنده ی خلاق را فراهم آورد . داستان گویی ،داستان خوانی ،بازی
با کلمات ،چیستان ،بازی با اعداد ،ماکت سازی و...ابزار های ادبیات برای افزایش و پرورش خلاقیتند . کتاب های
ادبیات باید به گونه ای طراحی و عرضه شوند که دانش آموزان را وادارند که به بیش از یک پاسخ و راه حل
برای هر سوالی بیند یشند و فراگیران را به فرانگری و جستجوگری تشویق نمایند .(10)اگر در برنامه ی آموزشی
ادبیات فضای آزادی گنجانده شود و زمینه ی فعالیت های آزاد کلاسی فراهم گردد این کار ،معلم را قادر می سازد
تا فراگیران را دقیقا به سمت رغبت ها و توانایی ها ی ویژه اش هدایت کند . مثلا با برنامه ی قصه سازی می توان
از تخیل و تصویر و پاسخ دانش آموزان برای غنی نمودن کلاس و درس استفاده نمود. نگارش قصه ای برای یک
تصویر،انتخاب عنوانی برای یک قصه ،کامل کردن قصه ای نا تمام ،بیان جالب ترین لحظه و نکته ی یک قصه
و...می تواند فعالیت مشترک فضای آزاد کلاس ادبیات باشد .که در باروری ذهن و پرورش خلاقیت ها بسیار
تاثیر گذار است .در پایان ذکر این مکته به جاست که بگوییم وقت آن رسیده است ما در باره ی سیر آموزش و
شناخت خود از زبان و ادبیات فارسی نیز تجدید نظر کنیم و بنابراین مثل معروف ایرانی که "کج بنشینیم اما راست
سخن بگوییم" به تاثیر خود در تکامل ادبیات آموزشی نیز تاکید نماییم و بگوییم که تاثیر معلم بر دانش آموز نیز
اگراز کتاب درسی بیشتر نباشد کمتر نیست و خود را مخاطب قرار دهیم که برای معرفی و شناخت زبان و ادبیات
شیرین فارسی چه کرده ایم ؟ یکی از استانداران اسبق ایلام (11) در همایشی می گفت در سفری که به رومانی
داشته سفیر ایران در آن جا به وی گفته است در این کشورکمتر خانه ای پیدا می کنی که در آن کلیات شیخ سعدی
یا رباعیات خیام وجود نداشته باشد در میدان مرکزی پایتخت رومانی مجسمه ی خیام نصب کرده اند و مردم به آن
ادای احترام می کنند . در جهان مگر چند شخصیت ادبی فرهنگی می توان یافت که علاوه بر ملت خود ملت های
دیگر را تحت تاثیر قراردهد این توانمندی در سطح ادبیات جهانی بدون شک در ادبیات ایرانی حضور و ظهور
بیشتری دارد . آیا نسل جدید ما خیام و سعدی و حافظ و...را آن گونه که مایه ی افتخار ما هستند و باید بشناسند ،
می شناسند ؟ما برای این شناخت چه کرده ایم و چه می توانیم بکنیم ؟ " والسلام "
منابع :
1- تاکی ،مسعود ،از اصفهان ،عضو مولفان کتب درسی ،مقاله ای با عنوان :ادبیات فارسی دوره دبیرستان
متوسطه و پیش دانشگاهی در بوته نقد ، 1384
۲- قاسمی ،بهنام ،از مازندران ،مقاله ای با عنوان خلاقیت در شیوه های عینی و عملی آموزه های ادبی و تاثیر
آن در رفتار اجتماعی فراگیران ،1383
3- علوی مقدم ،سید بهنام ،کارشناس دفتر تالیف ،مقاله ای با عنوان : نگاهی به کتاب های زبان فارسی مقطع
متوسطه ،1384
4- صباغ زاذه ، سیمین ، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی،مقاله ای با عنوان : خلاقیت و نوآوری و یاد گیری
زبان و ادب فارسی متناسب با نیازها و محدودیت های بومی ،1384
5-سمیعی گیلانی ،احمد ، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی ،مقاله ای با عنوان : درس فارسی و معلم نمونه ی
آن ،1384
6- تایش ،حسن ، عضو دفتر تالیف ،مقاله ای با عنوان : روش های آموزش زبان فارسی به دانش آموزان دو
زبانه ،1384
7- دکتر سنگری
8- سرامی ، قدمعلی، عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان ،مقاله ای با عنوان : زبا ن و ادبیات درس روان و
تبار،1384
9- سرامی ،قدمعلی ،تا زادن بامداد باید خواند ،ص 65
10- حوری زاد ، بهمن ، غنی سازی برنامه درسی زبان و ادبیات فارسی برای پرورش خلاقیت ،1383
11-زاهدی عبدالمحمد ،
نشست ماه
انجمن علمي آموزشي معلمان زبان و ادبيات فارسي
استان ايلام برگزار مي كند :
بررسي و تحليل اشعار حشمت منصوري شاعر ايلامي .
با شعر خواني آقاي حشمت منصوري
زمان دوشنبه ۲۸/۲/۱۳۸۸
مكان :سالن سازمان دانش آموزي
شركت براي عموم آزاداست
. چكيده:طنز يكي از انواع ادبي جذّاب و پٌرطرفدار است كه نمونههاي فراواني از آن در كتابهاي درسي زبان و ادبيات فارسي، از سال اول متوسطه تا دورة پيش دانشگاهي، چه به صورت مستقيم و چه به صورت غيرمستقيم، ديده ميشود و اين كار نشان دهندهي اهتمام و توجّه مؤلفين كتابها به اين مقولة ادبي است.در اين مقاله ضمن تأكيد بر اهميّت طنز در ادبيات معاصر و بيان شگردهاي ادبي براي آفرينش ظنز، پيشنهاد شده است تا كاريكلماتور كه يكي از قالبهاي ادبي پُرطرفدار در بين دانشآموزان است، در كتابهاي درسي دبيرستان گنجانده شود. از اينرو در اين نوشتار توضيحاتي در معرفي كاريكلماتور و رابطة آن با طنز آورده شده و شگردهايي كه در ساخت آن مورد استفاده قرار ميگيرد بيان شده است.
واژگان كليدي، طنز، كتب درسي، صناعات ادبي، كاريكلماتور
مقدمه:در دروس مختلف كتابهاي زبان و ادبيات فارسي دورهي متوسطه مطالب درخوري در موردطنز آورده شده است. و در آن درسها تعاريفي از طنز، هزل و هجو و تفاوت آنها با يكديگر آمدهاست، همچنين به نمونههايي از طنز و طنزپردازان بزرگ، چه طنز ديروز و چه طنز امروز، و همينطوربه طنزآميز بودن ضربالمثلهاي فارسي كه نوعي انتقاد ميتواند باشد اشاره گرديده است به شگردها و شيوههاي ساخت طنز نيز بهطور محدود يعني معرفي حدود 4 تا 5 مورد از اين شيوهها اشاره شده است. همة اين مطالب با هدف:
1 ـ آشنايي با شيوههاي طنزپردازي 2 ـ تشخيص نوشتههاي طنزآميز از نوشتههاي جدّي 3 ـ تفاوت طنز با ديگر انواع شوخي 4 ـ نقش ضربالمثلهاي فارسي در پديد آوردن نوشتههايطنزآميز فارسي بوده است.
البته هدف مهم ديگري نيز كه آن نوشتن متن طنزآميز با استفاده از شيوههاي مختلف ايجاد طنز است، در كار بوده است ولي به نظر ميرسد در ارائهي اين هدف مطالب كافي نيست و اين در حالياست كه «25 درصد از متون فارسي دورههاي مختلف تحصيلي به طنز پرداخته است كه بيشترينآن در دورة متوسطه است يعني از حدود 70 مورد 46 مورد آن در دورهي متوسطه است.» (ذوالفقاري، رشد آموش زبان و ادبيات فارسي، بهار 1384، ص: 5)
طنز ميتواند كاركرد آموزشي داشته باشد، يعني ميتوان نوشتن آن را به دانشآموز در قالبشعر يا نثر آموزش داد و از اين شيوهي ظريف، رندانه و سهل و در عين حال دشوار براي ايجادنشاط آموزشي و جذابيّت نوشتهها و ايجاد التذاذ در دانشآموزان بهره گرفت و در ساختار محتواييكتب درسي تحوّل ايجاد نمود.در اين مقاله هدف ما ارائهي روشي در خصوص آموزش طنز در كتاب هاي درسي دورهي دبيرستان با استفاده از شيوهي كاريكلماتور است.
با اين دليل كه كاريكلماتور روشي جديد در طنزپردازي محسوب ميشود و دانشآموزان به راحتي ميتوانند با نوشتن كاريكلماتورهاي فكاهي يا غيرفكاهي هم التذاذ روحي ببرند و هم به نوعي نوشتن را تمرين كنند و هم با دقت در اطراف خود نكتههاي ظريف طنزآميز در عين حال پرمعنا بيان كنند. با توجّه به سخن آرتور پُلارد در كتاب طنز «شيوههاي طنز نيز مانند موضوعهاي آن بسيار گوناگون است در حقيقت كمتر انواع هنري از طنز يكسره بيبهرهاند.» (ر.ك. پلارد، 1383 :ص 31) و همچنين «اگر ما اين گفته را بپذيريم كه منتقل كردن نشاط كار آساني نيست بهدشواري شيوهي بيان طنز آشنا ميشويم چرا كه طنزپرداز ناگزير است تلخي و نامطبوعي سخنان دردانگيز خود را در پوششي از ايهام پنهان دارد و آن را با چاشني نشاط و خنده بياميزد و با حسنبيان و رعايت ديگر جنبههاي زيباي هنري خواننده را مجذوب كند. (ر.ك. بهزادي اندوهجردي،1378 : ص 128) به اين نتيجه ميرسيم كه شيوههاي طنز فراوان و دشوار است. يكي از اينشيوهها كه جهت گنجاندن آن در كتب درسي پيشنهاد ميشود استفاده از كاريكلماتور درطنزپردازي است. كه ضرورت و اهميت آن در مطالب درسي هم به دليل سادگي وكوتاهي آن و هم به دليل رشد تكنولوژي و گسترش ابزارهايي نظير رايانه و تلفن همراه در بيننوجوانان و جوانان است. زيرا وقت قابل توجهي از اوقات دانشآموزان صرف ساختن پيامك يا پيام كوتاه (SMS)ميشود و يا بسياري از آنان دروبلاگهاي شخصي خود به دنبال گنجاندن مطالب شاديبخش و در عين حال نكتهآموز و جالب هستند كه بسياري از كاريكلماتورها اين ظرفيت را دارند.
بحثروشهاي ايجاد طنز
اگر بخواهيم شيوههاي گوناگون ايجاد طنز را با توجه به كتب مختلف كه هر كدام تعدادي رابرشمردهاند بيان كنيم بحث به درازا ميكشد امّا با تكيه بر شيوههايي كه بيشتر جنبهي بلاغي داردو يا به ديگر صناعات ادبي در آنها دخالت دارد اين بحث را ادامه ميدهيم.
نويسندهي كتاب مقدمهاي بر طنز و شوخطبعي در ايران، از ص 62 تا 96 به بيان شيوههاي طنزو شوخطبعي پرداختهاند كه عبارتنداز: 1 ـ تحقير 2 ـ تشبيه به حيوانات 3 ـ قلب اشيا و الفاظ 4 ـ تحامق يا كودننمايي 5 ـ خراب كردن سمبلها 6 ـ ستايش اغراقآميز 7 ـ تهكّم و دشنام و نفرين. كه از ميان آنها قلب اشيا نوعي تصحيف است و يكي از آرايههاي ادبي به حساب ميآيد. همين طور اغراق و تهكّم كه نوعي تجاهل العارف است داراي جنبه هاي بلاغي است.
نويسندهي كتاب طنز و طنزپردازي در ايران هم از ص 674 تا 709 كتاب خويش عللي كه موجبخنده ميشود را در 28 مورد ذكر كردهاند كه باز تعدادي از آنها بهنوعي آرايهي ادبي محسوب ميشوند مانند استعاره و كنايه، اغراق و بازيهاي لفظي.
البته ايشان علاوه بر اين در مبحثي جداگانه صنايع بديعي را كه در خدمت طنز به كار رفتهاند همراه با شاهد ذكر نموده است. مانند:
استعاره: نـرگـس زبـرهنگـي سـرافكنده بــه پيـش صـد پيـرهن حــريــر پــوشيـده پياز
كنايه:گرگ و پلنگ گرسنـه ميـش و بـره خورنـد قاضي ضياع و ملك يتيمان همي خورد
ابهام يا محتملالضدين: پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفـرين بـر نظر پاك خـطا پوشش بـاد
ايهام:قاضي شرع كه مردم ملكش ميخوانند قول ما نيز همين است كه او آدم نيست
و موارد ديگري از صناعات ادبي ذكر شده است.
به نظر آرتور پُلارد «صور خيال طنز نيز متنوع است» (ر.ك. پلارد، 1383 : ص 85) و موارديچون تلميح، جناس، ابهام، ايهام، قلب، موازنه، تكرار، كليگويي موجز (كه براي طنز اخلاقيمناسب است)، پرسش بلاغي، خطاب شاعرانه همه در مجموعه شيوههاي ايجاد طنز ميگنجند. طنز در هر قالبي ميتواند بيان شود چنان كه در گذشته بيشتر در قالب شعر مانند قطعه، رباعي،قصيده، غزل، مستزاد بيان ميشود و بعد از مشروطه در قالبهاي حكايت، تمثيل، داستان كوتاه و رمان كه بيشتر نثر است بيان ميشود.
در زمان ما علاوه بر همين شكل نثرگونه بودن طنز، نوعي از طنز ترسيمي كه همانكاريكاتور است ارائه ميشود و يا به صورت كاريكلماتور كه خود يك قالب براي عرضة طنز استاستفاده ميشود.
كاريكلماتور چيست؟
كاريكلماتور واژهاي بر ساخته كه از تركيب دو واژهي كاريكاتور و كلمه ساخته شده است و دراصطلاح نوعي جملة قصار يا كلام منثور و ساده است كه به يك موضوع واحد ميپردازد. (ر.ك.انوشه، 1376 : ص 1134 مانند: تيكتاك سخنراني ساعت است براي لحظات.»
قالب ادبي كاريكلماتور داراي بارزترين مشخصة كمينهگرايي يا مينيماليستي است كه همان تأكيد برسادگي و فشردگي و ايجاز است و همين دو خصوصيت عمده باعث جذابيت بيشتر آندر اين عصر و زمان شده است مانند: «آبتني ماهي يك عمر طول ميكشد»
اين جملات قصار يا كلام كوتاه منثور در ادبيات ديگر ملل هم يافت ميشود كه به آن افوريسميعني گفتاري كوتاه، خوشساخت و طنزآميز ميگويند. مانند اين عبارت از:
ازمينا آنتريمنويسندهي آمريكايي Experience is a good teacher, but she sends in terrific bills
(تجربه معلم خوبي است اما شهريهي كلاني مطالبه ميكند.)
يا ازژان پلسارتر: نويسنده و فيلسوف فرانسوي
The poor don't know that their function in life is to exercise our generosity.
فقرا نميدانند كه نقش آنها در زندگي جلوه دادن گشادهدستي ماست. (ر.ك. مختار اردكاني،1384 : ص 31 و 131)
اگر كاريكلماتور را بهطور ساده و مختصر كاريكاتور كلمات بدانيم، اهميت و نقش كلمه را درساختن اين قالب ادبي در مييابيم زيرا «كاريكلماتور ور رفتن با كلمه، سبك سنگين كردن معاني وارتباطها و تداعيهاي مختلف آن و استخراجمعاني محال و غيرممكن اما در عين حال جالب وخندهآور و گاهدلنشين است.» (ر.ك. حسيني، 1368:ص 48)
«هر كلمه و تركيب طنزآميز براي خود دنيايي است سرشار از شگفتي و خيالانگيزي، طنزپردازبا تداعيهاي ساحرانه، كلمات و تركيبات مناسب و غير متناسب را با هم جمع ميكند تا همچونرنگها در نقاشي و اصوات در موسيقي يكديگر را جذب و دفع كنند.» (ر.ك. بهزادياندوهجردي، 1378: ص 131) پس نقش كلمه بهطور كلي در همة قالبهاي طنز و به طورخاص در كاريكلماتور بسيار با اهميت است و شايد بتوان كاريكلماتور را از مقولة طنزهاي عبارتينيز بهحساب آورد زيرا «اساس طنزهاي عبارتي بر بهرهگيري از امكانات واژگاني زبان است،تناسبها، تضادها، تشابهات و تعبيرات گوناگون لفظي و در يك كلام بازي با كلمات و عبارات.»(ر.ك. شيري، 1382 : ص 80)
انواع كاريكلماتور
كاريكلماتور هميشه در بردارندهي مضمون فكاهي نيست و بهصورت جدي هم ميآيد:
الف ـ كاريكلماتور با مضمون فكاهي: «ماهي داخل تنگ به گربهاي كه از كنارش عبور ميكرد«بفرما» زد.»
ب ـ كاريكلماتور با مضمون جدّي: «خودنويسم را از واژهها پر ميكنم»
كاريكلماتورهاي جدّي شكلهاي متعددي دارد:
1 ـ ممكن است شاعرانه باشد كه ميتوان آن را نوعي نثر شاعرانة كوتاه نيز تلقي كرد. مانند: باغبانوصيت كرد كفنش را گلدوزي كنند/ تصوير گلها روي آب، قاليچه پهن ميكند.
2 ـ ممكن است در بردارندهي نكتهاي والا باشد. مانند: پرنده اگر يك عمر هم در قفس اسير بماندآزادي را فراموش نميكند.
3 ـ امكان دارد از موضوعات كلي يا بديهي سخن به ميان آورد. مانند: تمام مردم دنيا به يك زبانسكوت ميكنند. / زمان، حاصل جمع گذشته و آينده است.
4 ـ گاهي نيز بيانكنندهي تصويري (image) ساده است. مانند: وقتي گل پرپر ميشود شبنمسقوط ميكند / باران از تونل ناودان ميگذرد.
و گونههاي ديگر جز اينها، با اين همه وجه مشترك همهي گونههاي كاريكلماتورمضمونسازي است و بر همين اساس «آنچه اصل و اساس كاريكلماتور را تشكيل ميدهد، يكياز اضلاع عادي و پيش پا افتادهي منشور چند پهلوي شعر سبك هندي است كه از شعر به ديار نثرنقل مكان كرده است.» (ر.ك. حسيني، 1368 : ص 48)
پس اساس كاريكلماتور همانند مشخصة بارز سبك هندي مضمونسازي است مانند: آنقدر چشمش تيز بود كه پلكش را بريد.
سبك هندي: حديث بحر فراموش شد كه دور از تو زبس گريستهام آب برده دريا را (كليم)
آرايههاي ادبي و كاريكلماتور
نويسندة كاريكلماتور براي نوشتن كاريكلماتورهايش از تمام امكانات ادبي و شگردهايشاعرانه استفاده ميكند كه در اين ميان از صنايع ادبي كه بيشترين بسامد را دارد نمونهمثالهايي ذكر ميكنيم.
1 ـ تضاد: آدم گرسنه از زندگي سير ميشود.
2 ـ تشخيص: صبحها كه خورشيد از پشت كوه بالا ميآيد، نفس نفس ميزند.
3 ـ كنايه: همهي مردم سر چوب رخت كلاه ميگذارند.
4 ـ تشبيه: شيشهي عمر ماهي همان تُنگ آبش است.
5 ـ مراعاتالنظير: بهوسيلهي گل با شبنم آشنا شدم / برف پيري را عزرائيل پارو ميكند.
6 ـ ايماژ: وقتي گل پرپر ميشود شبنم سقوط ميكند.
7 ـ تعليل: وقتي عكس گل محمدي در آب افتاد، ماهيها صلوات فرستادند.
8 ـ اغراق: پشت سر شيميداني كه به سفر ميرفت به جاي آب، اسيد پاشيدند.
9 - توجيه: موش مثل سگ از گربه ميترسد.
10 ـ ايهام: در فصل پاييز درختهاي فقير به جاي برگ كوبيده ميريزند.
معروفترين نويسندة كاريكلماتور پرويز شاپور است كه آن گونه كه خودش ميگويد: «چوننامهنويسي و داستاننويسي برايم مشكل بود اين جملات كوتاه را نوشتم و فكر كردم سوژهها راتوي جملات كوتاه بياورم.»
و نام كاريكلماتور را بر نوشتههاي پرويز شاپور نخستين بار احمد شاملو كه سر دبير مجلةخوشه بود گذاشت كه اين اتفاق در خرداد سال 1346 رخ داد. و از آثار مهم او ميتوان مجموعههشت كتاب از پرويز شاپور كه شامل كاريكلماتور است را نام برد.
نتيجه:طنز داراي جايگاه هنري است و هنر اساساً عرصة ظهور نوآوريهاست، پس شايسته است ازراهها و شكلهاي هنرمندانه به آموزش طنز بپردازيم.كتب درسي براساس نيازهاي روز تغيير و تحول مييابند و با توجه به شرايط اجتماع و زمانهدگرگون ميشوند. پس به جاست كه در اين عصر كه كوتاهنويسي و ايجازگويي ضرورت يافتهاست ما نيز شگردها و روشهايي را در آموزش مطالب به كار ببريم كه داراي اين خصوصيتباشند.براي اين منظور گنجاندن قالب ادبي كاريكلماتور در اين كتابها پيشنهاد ميشود تا ذهنفعال نوجوانان و جوانان مخاطب در اين كتابها به ساختن چنين قالبي روي آورد و علاوه برنشاط و شادابي كه از رهگذر اين كار حاصل ميشود بتوانند همگام با پيشرفت تكنولوژي از ابزارهايي مانند رايانه و تلفن همراه به خوبي بهرهمند شوند.سخن آخر اين كه بنابر فرمايش حضرت علي(ع) در نهجالبلاغه: «اين دلها همانند تنها خستهميشوند، براي نشاط آن به سخنان تازهي حكيمانه روي بياوريد.» (نهجالبلاغه ـ حكمت 197)
فهرست منابع
ـ اسديپور، بيژن و عمران صلاحي (1365) طنزآوران امروز ايران، تهران، انتشارات مرواريد.
ـ انوشه، حسن (1376) دانشنامهي ادب فارسي، ج 2 ، ذيل كلمهي كاريكلماتور، ناشر سازمانچاپ انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
ـ بهزادي اندوهجردي، حسين (1378) طنز و طنزپردازي در ايران، تهران، نشر صدوق.
ـ پلارد، آرتور (1378) طنز، ترجمهي سعيد سعيدپور، تهران، نشر مركز.
ـ حسيني، حسن (1368) بيدل، سپهري و سبك هندي، تهران، سروش.
ـ حلبي، علياصغر (1364) مقدمهاي بر طنز و شوخطبعي در ايران، تهران، مؤسسهي انتشاراتپيك.
ـ شيري، قهرمان (1382) داستاننويسي، شيوهها و شاخصهها، تهران، پايا
ـ مجلهي رشد آموزش زبان و ادب فارسي، ويژهنامة طنز، دورهي هجدهم، بهار 1384 ، ضميمهشماره 73.
ـ مختاري اردكاني، محمدعلي (1384) مقايسه و مقابلهي كلمات قصار طنزآميز در فارسي وانگليسي، انتشارات دانشگاه شهيد باهنر كرمان.
عید نوروز چگونه شکل گرفت
انسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.
پیدایش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
روایت های اسلامی درباره نوروز
آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.
و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
جشن نوروز
جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.
پنجه (خمسه مسترقه)
بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.
میر نوروزی
از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.
از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».
پيشاپيش عيدتان مبارك باد
منبع : مجله موفقیت
